محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

879

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر ولايت يزيد بن مهلَّب بر خراسان در عهد سليمان بن عبد الملك آن گاه كه سليمان بن عبد الملك به خليفتى بنشست ، يزيد بن مهلَّب را ولايت عراق داد . چون يزيد به حال خود اندر بنگريد و از حال ويرانى عراق آگاه شد ، با خويشتن گفت حجّاج عراق را ويران كرده است . هر گاه كه من آنجا شوم و از مردمان خراج خواهم ، ايشان را مطالبت بايد كردن و به زندان بازداشتن . و خداى عزّ و جلّ ايشان را برهانيده است . و هر گاه كه من چنين كنم همچون حجّاج باشم . و اگر آنچه حجّاج به وليد فرستادى همچنان من به سليمان نفرستم نپسندند و از من بيازارد . پس برخاست و به نزديك سليمان شد ، و اين قصّه همچنين او را بگفت . پس گفت : اگر امير المؤمنين بيند مرا از عراق [ 310 a ] عفو كند تا او را دليل باشم بر مردى دانا بر كار خراج و سياست ، و ولايت او را دهد . سليمان گفت : اين كيست ؟ گفت : صالح بن عبد الرّحمن . سليمان او را بپسنديد و بفرمود تا او را عهد بنوشتند و به عراق فرستاد . يزيد بن مهلَّب به عراق آمد و خطبه كرد و حرب او را بود ، و صالح والى بود بر خراج . پس كار بر يزيد تنگ شد از جهت صالح ، زيرا كه يزيد بن مهلَّب مردى بود گشاده دست و فراخ دل ، و آنچه داشتى بخوردى و بدادى ، و دايم خوان افگنده